جمعه | ۰۱ | شهریور | ۰۱ |

   داستان نجار پیری که خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد !!

   مطلبک های مشابه :

نگاهی به برگزیده‌های جایزه «جلال» آثار سوء عاق والدین آمار آخرین وضعیت زلزله زدگان خراسان رضوی | 350 پس لرزه فیلمهای تلویزیون در پایان هفته و تعطیل شنبه آی پی ال چیست؟ حجت الاسلام رئیسی: با «سایه جنگ»هم تجارت می‌کنند/ آیامشکل اول کشور واقعا کنسرت است ؟ تحلیل و بررسی داستان های افسانه ای | دیو و دلبر افسانه ای 6000 ساله خواص کدو سبز و کدو حلوایی و کدو تنبل فیلم های آخر هفته شبکه های سیما برترین لپ تاپ های سال ۲۰۱۶

   نظر بینندگان :انتشار یافته : 0    در صف انتشار : 0

  • از ارسال دیدگاه های نا مرتبط با متن خبر، تکرار نظر دیگران، توهین به سایر کاربران و ارسال متن های طولانی خودداری نمایید.
  • لطفا از نوشتن با حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.
  • لطفا نظرات بدون بی احترامی، افترا و توهین به مسئولان، اقلیت ها، قومیت ها و ... باشد و به طور کلی مغایرتی با اصول اخلاقی و قوانین کشور نداشته باشد.

  نام: ایمیل:

نظر :

کد امنیتی را در کادر بنویسید.

  •    داستان نجار پیری که خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد !!

داستان نجار پیری که خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد !!

 

داستان نجار پیری که خود را برای بازنشسته شدن آماده می کرد !!

 

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده میکرد تا اینکه یک روز او با صاحب کار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت میخواست تا او را از کار بازنشسته کنند.

 

صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار بر حرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت میکرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه ای را به عهده بگیرد.

 

نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت درحالیکه دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.

 

او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه ایست از طرف من به تو به خاطر سالهای همکاری! نجار، یکه خورد و بسیار شرمنده شد.

 

در واقع اگر او میدانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن بکار می برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن بکار می برد. یعنی کار را به صورت دیگری پیش میبرد. این داستان ماست.

 

ما زندگیمان را میسازیم. هر روز میگذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که میسازیم نداریم، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه میفهمیم که مجبوریم در همین ساخته ها زندگی کنیم. اما اگر چنین تصوری داشته باشیم، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود میکنیم.

 

فرصت ها از دست می روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته ایم، دیگر ممکن نیست. شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده میشود. یک تخته در آن جای میگیرد و یک دیوار برپا میشود. مراقب سلامتی خانه ای که برای زندگی خود می سازید باشید.

 

 

  •    نظر بینندگان :
    انتشار یافته : 0    در صف انتشار : 0

  نام:
ایمیل:

نظر :



  •    مطلبک های مشابه
نگاهی به برگزیده‌های جایزه «جلال» آثار سوء عاق والدین آمار آخرین وضعیت زلزله زدگان خراسان رضوی | 350 پس لرزه فیلمهای تلویزیون در پایان هفته و تعطیل شنبه آی پی ال چیست؟ حجت الاسلام رئیسی: با «سایه جنگ»هم تجارت می‌کنند/ آیامشکل اول کشور واقعا کنسرت است ؟ تحلیل و بررسی داستان های افسانه ای | دیو و دلبر افسانه ای 6000 ساله خواص کدو سبز و کدو حلوایی و کدو تنبل فیلم های آخر هفته شبکه های سیما برترین لپ تاپ های سال ۲۰۱۶