matlabak.ir

تاریخ انتشار: ۰۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۹ - 24 August 2017
 سید اسحاق موسوی فرزند سید محمد متولد ۱/۳/۱۳۵۶ در افغانستان در خانواده ای مذهبی از سادات موسوی دیده به جهان گشود..هنوز ۶ ساله نشده بود که پدر بخاطر جنگ و بیماری های حاصل از جنگ و قحطی، تصمیم به مهاجرت به ایران گرفت و در مشهد، به کار کشاورزی مشغول شد.

زندگی نامه شهید سید اسحاق موسوی ( شهید مدافع حرم )

 


 

 سید اسحاق موسوی فرزند سید محمد متولد ۱/۳/۱۳۵۶ در افغانستان در خانواده ای مذهبی از سادات موسوی دیده به جهان گشود..هنوز ۶ ساله نشده بود که پدر بخاطر جنگ و بیماری های حاصل از جنگ و قحطی، تصمیم به مهاجرت به ایران گرفت و در مشهد، به کار کشاورزی مشغول شد. سید اسحاق در مشهد مشغول به تحصیل تا اخذ دیپلم شد؛ اما بخاطر مشکلات موفق به ادامه تحصیل نشد و به کار نقاشی ساختمان و چهره آرایی روی آورد.

 

همزمان با شروع حملات طالبان در افغانستان، تصمیم به بازگشت به وطن گرفت و با حزب حرکت اسلامی با طالبان وارد جنگ شد. پس از سقوط بغلان، وی به هرات رفته و در لباس سپاه محمد (ص) به جنگ با طالبان پرداخت. همین روزها بود که همسر و فرزندش را بر اثر اصابت موشک از دست داد.

 

او خسته از جفای روزگار و درد از دست دادن همسر و فرزند، درمانده به ایران مهاجرت و چند ماه در خانه پدری اش ساکن شد.  بعد از تحولات سوریه و تهدید حرم حضرت زینب (س)، سید حسن برادر سید اسحاق قصد دفاع از حرم کرد. سید اسحاق در ابتدا با برادرش مخالفت کرد ولی بعد از توضیحات او در مورد هدف و قصدش در سوریه، سید اسحاق نیز میل به آنجا کرد.

 

سید اسحاق موسوی فرماندهی عملیات های یگان تخریب، در مناطق مختلف دمشق امثال حران عوید، احمدیه، زمانیه، فروسیه، قریه شامیه و بهاریه را به عهده داشت. حضور او در این جبهه ها آنقدر مؤثر بود که ابو حامد فرمانده تیپ فاطمیون (دسته متشکل از شیعیان افغانی وابسته به سپاه قدس) با مرخصی او مخالفت میکرد. سید اسحاق به دستور ابو حامد همراه نیروهایش وارد حلب شد  و در عملیات حندرات ۲ شرکت  کرد.

 

هدف این عملیات بازگرداندن شهدای جای مانده از عملیات حندرات ۱ و شکست محاصره نبل و الزهرا بود. به دلیل کوهستانی بودن منطقه، رساندن تجهیزات و مهمات میسر نبود. سید اسحاق دستور عقب نشینی داد ولی دیر شده بود چون توسط دشمن قیچی ومحاصره شده بودند؛ محاصره به سختی شکسته شد و سید اسحاق توانست تمامی نیروهایش را از قتلگاهی که تکفیری ها ترتیب داده بودند، نجات و شخصا تمام مجروحین و شهدا را به عقب باز گرداند و از منطقه خارج ساخت. اما خودش مورد هدف تک تیر انداز دشمن قرار گرفت و دو تیر بر قلب او نشست. او شربت شهادت را نوشیده و به دیدار سالار شهیدان ، دوستان همرزم و خانواده اش شتافت. 

 

بخشی از وصیت نامه شهید سید اسحاق موسوی فرمانده تیپ شهید براتی :

...پدرو مادر عزیزم وخواهر و برادرانم من به راهی که میروم وانتخاب کرده ام کاملا آگاهم   و بدرستی انتخاب وراهم ایمان دارم. بعد از من عده ای سبک مغز و جاهل، زبان به تمسخر و نصیحت بیجای شما خواهند گشود؛ به والله قسم اگر این جماعت در کربلا بودند حسین بن علی را یاری نمی کردند و تنهایش می گذاشتند و تماشا می کردند. چگونه امامانشان رامی کشند..

 

این جماعت از اسلام فقط دولا راست شدن وتسبیح چرخاندن وحرفهای قشنگ قشنگش را فهمیده اند و از بصیرت بی بهره اند. اینان کسانی اند که اگر مهدی ظهور کند او را نیز یاری نخواهند کرد و مهدی فاطمه را تنها وغریب خواهند گذاشت. پس محکم و استوار باشید وغم به خود راه ندهید.برایم نه روزه بگیرید و نه نماز بخوانید که خداوند الرحمان ورحیم است.به امید فرج یگانه منجی عالم بشریت مهدی صاحب الزمان (عج) و بر طرف شدن موانع ظهورش.

 

 

شادی روح شهدای راه اسلام، در هر کجای این عالم خاکی، صلوات بفرستید.

 

گزارش تصویری
آخرین ویدیوها
حاشیه ها