matlabak.ir

کد خبر: ۱۰۴۷۶
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۵:۳۸ - 26 August 2017
ظهور امام زمان (عج )....شعر برای امام زمان عج...متن زیبا برای امام زمان عج.

نامه ی اول من به امام زمان ( عج )

 

 

نامه ی اول من به امام زمان ( عج )

 

 

آن سفر کرده که صد قافله دل همره اوست             هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

 

 

**سلام ، سلامی به گرمی آفتاب که قدرش را نمی دانم .امیدوارم که این سلام من که به نگاهت شباهت زیادی دارد پذیرا باشی...

آقاجان ، امیدوارم هر کجا که هستی تمام وجودت سالم و سلامت باشد. این سلامی است که شاید شنیده شود و جوابی داده شود.

 

من هم اکنون این نامه را در روز جمعه 3/ 6 / 96برایت می نویسم تا تمام مردم دنیا بدانند درد ما مسلمانان دلتنگی توست.

مولای من ، سوگند یاد می کنم به نام آن کسی که حلقه ی زنجیر عشق را در قلاب وجودم برای همیشه به دار آویخت دوستت دارم و عاشقانه می پرستمت.

 

مهدی جان ، مولایم دنیا را با همه ی خوشیها و دلبستگی هایش نمی خواهم و دائم حسرت گذشته را می خورم گذشته ای که همیشه اش به جبران گذشته ای بود که بی تو بر باد دادم. و سرگردان و حیران بودم.

 

عشق من مولای من بگذار برایت بگویم که دیگر تحمل این سختیها را ندارم پس بیا از امروز برای با هم بودن پیمان وفا ببندیم . پیمانی که بازیهای روزگار دنیا هرگز نتوانند این رشته های محکم ایمان را از هم بگسترانند.

 

امام زمان( عج ) ، آیا می دانی اولین لبخند تو غروب غم های من است؟؟؟؟

پس با لبان قشنگت بخند و شانه ات را آهسته بر زلفانت فرو کن چون در هر گره زلف تو هزاران قلب آویخته است و در هر تار و پودت عاشقی گرفتار است.

 

آقاجان ،مهدی جان راستش را بگوییم هر وقت اسمت را بر زبان می آورم . چهره ی زیبا و شال سبز ، اسب سفید و خال هاشمی ات را در ذهنم مجسّم می کنم نمی دانم لبخند بزنم و یا از خجالت سرم را پایین بیندازم .

 

اما یک چیز را برایت بگوییم ، از امروز مسئولیت عجیبی به شناساندن تو بر جهانیان را در خود احساس می کنم.لذا این فرصت را غنیمت شمردم تا اول حرف دلم را برایت بگویم تا حرفهایم را بشنوی و هم اینکه جوانانی از قبیل من از خواب غفلت بیدار شوند و در حلقه ی مقدس وجودت بپیوندند.

 

 

امام زمان( عج ) می دانی اگر تو را ببینم چه می گویم ؟؟؟

 

سوالهای زیادی دارم که بپرسم اما در بین همه ی سوالاتم یک چرا وجود دارد که هیچوقت هیچ کسی پاسخگوی آن نبوده است.

می خواهم بدانم چرا ؟ چرا هیچ کس به فکر خواهر و برادر دینی خود نیست ؟ چرا برادر کشی زیاد شده و گردن سربازانت را می زنند؟ چرا عده ای سیر و عده ای گرسنه ؟ چرا برخی مریض و عده ای هم دنیایشان پول و ثروت شده است؟ چرا عده ای ظاهر سازی می کنند ؟ چرا عده ای کور و کرند؟ و خدا را نمی بینند.

 

چرا آنقدری که از ماشین 110 و یا چراغ قرمز می ترسند از خدا نمی ترسند ؟؟؟


 

اصلا بگذار برایت بگویم : می دانی چرا ما آدمها اینقدر گناهکاریم؟ چون هنوز خدای خود را نشناختیم و چشمهایمان با اسکناس کور شده است.

 

خدایا از دنیا رفتن ما دست توست و من نمی دانم چه موقع از دنیا خواهم رفت اما این را می دانم که باید از تو بخواهم که مرا جز یاران امام زمان ( عج ) قرار دهی و تا آن روز خدا را گواه می گیرم که لحظه ای دست روی دست نگذارم وبه انتظار ظهورش بایستم ...

 

آقا من بیچاره تر از این حرفام که از من روی بگردانی... می دانم کرمت بیشتر از اینهاست و اگر یک مرد در دنیا پیدا شود آن هم تویی ...

 

**به امید روزی که بیایی و خاک پایت را سرمه چشمم کنم!!!

الهم اعلجل لولیک الفرج ...

 

بنده ی حقیر:الف / ع

 

گزارش تصویری
آخرین ویدیوها
حاشیه ها