matlabak.ir

تاریخ انتشار: ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ - ۲۲:۲۴ - 03 February 2017
بر پایه گزارش‌های سومری، «ارت» تمدنی در سوی خاوری سومر بوده است که برای رسیدن به آن، پیک سومری می‌بایست از شوش، هفت کوه و انشان گذر می‌کرد تا به آنجا می‌رسید...

آیا نقش رستم در کاسه سنگی تمدن ۵۰۰۰ ساله جیرفت وجود دارد؟

 

 

 

 

آیا نقش رستم در کاسه سنگی تمدن ۵۰۰۰ ساله جیرفت وجود دارد؟

 

بر پایه گزارش‌های سومری، «ارت» تمدنی در سوی خاوری سومر بوده است که برای رسیدن به آن، پیک سومری می‌بایست از شوش، هفت کوه و انشان گذر می‌کرد تا به آنجا می‌رسید. این نشانی درست برابر است با خوزستان، زاگرس و سرزمین پارس و این گونه، نخستین زیستگاه‌هایی که آن پیک می‌توانست پس از پشت سر نهادن «انشان» در «تپه ملیان» امروزی با آن روبه رو شود، زیستگاه‌های کرمان (تل شهداد، تل ابلیس، جیرفت و تپه یحیا) و در پس آنها، شهر سوخته بود. آنچه از این تمدن می‌دانیم، بسیار اندک است، نام آن نزدیک با نام کهن پارسیان یعنی «آرتایی» بوده و بر آن یک فرمانروای خودرأی فرمان می‌رانده است. این که از این فرهنگ بزرگ، جز در نوشته‌های سومری که ریزه پردازی‌های درون آنها نیز بسیار اندک است، جای دیگری سخنی نیست، خود نشان می‌دهد که تا چه اندازه، این سکونتگاه در حاشیه و نسبت به میان رودان، دور بوده است.

 

 

 

همخوانی یادمان‌های فرهنگ‌های خاوری فلات ایران با نوشته‌های کهن ایرانی

 

در بررسی یافته‌های فرهنگ ایرانی گستره‌ کرمان تا سیستان در روزگار مفرغ، یکی از برجسته ترین نکته های نادیده گرفته شده در پژوهش‌ها، تفاوت در شیوه بررسی نقش‌های به دست آمده بر روی آثار است. در یونان اگر نقش پهلوانی با ویژگی‌های آشکار و آورده شده در اسناد به دست آید، آن را هم‌خوان با گزارش‌ها کرده و هویت آن را می‌شناسانند. برای نمونه، اگر بر روی یک سفال، نقشی از یک پهلوان با پوست شیر به دست آید یا نقشی از مبارزه یک پهلوان با یک اژدها دیده شود، پیرو نوشته‌های نوین‌تر برجای مانده، وی را «هرکولا» گزارش می‌دهند. اما شوربختانه این نگرش برای هویت شناسی نقش پهلوانی جیرفتی نادیده گرفته شده است.

 

به نگرش شما، هویت نقشی [بر روی کاسه سنگی جیرفت] که در آن، یک پهلوان با کلاهی دو شاخ، در حال گلاویز شدن با یک مار غول آسا است، [آن هم در همسایگی سرزمین کهن زابلستان] چه کسی می‌تواند باشد؟

 

نقشی یافت شده در نزدیکی و همسایگی سرزمین کهن زابلستان و همخوان با راه گذر «رستم دستان» از یک بیابان در ماجرای رهاسازی کاووس از بند در مازندران و سپس درگیری با یک مار-اژدهای غول آسا است و همانندی جالبی میان این نقش کهن با نسخه‌های نوین‌تر در شاهنامه فردوسی دارد. می‌دانیم که رستم در خوان سوم، با یک مار بزرگ (اژدها) رزم می‌کند. گفتنی است که رستم، پهلوانی زایش یافته در روزگار پیش از زمان «اشوزرتشت» بوده است.

 

بررسی چنین جستارهایی، بی‌گمان می‌توانند هویت ساکنان فرهنگ سرزمین‌های مورد گفتمان را روشن سازد.

 

 

 

منبع : kheradgan.ir

گزارش تصویری
آخرین ویدیوها
حاشیه ها