matlabak.ir

کد خبر: ۹۷۹۸
تاریخ انتشار: ۱۳ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۹:۴۹ - 04 August 2017
جوک های خنده دار ایرانی ( 96) .... جوک و اس ام اس های خنده دار .... خنده دار ترین جوک های جدید و لطیفه های خفن .... جدیدترین جوک های باحال و خنده دار روز 96

جوک های خنده دار لاین ، وایبر ، اینستاگرام و تلگرام !!

 

 


 

 

زیدان با سر رفت تو شکم ماتراتزی، سرمربی رئال شد.

 

طرف با سر میره تو دماغ مامور راهنمایی رانندگی، نماینده مجلسم هست!!

 

گفتم منم با سر برم تو شیکم داداشم

 بلکه یه تکونی به سرنوشتم بدم،

 

 الان مامانم با شیلنگ دنبالمه

 

............................................

 

اولین بار که تو عمرم تقلب کردم:

 

سال اول ابتدایی؛ امتحان ریاضی: پیس پیس (خطاب به جلوییم) گردی عدد 9 سمت چپشه یا راستش؟

 

جلوییم: چپ!

 

من: چپ کدوم طرفه؟

 

................................................

 

بابام هنوز معتقده که چون من همیشه پای اینترنتم پول تلفن زیاد میاد!

 

................................................

 

تا حالا دقت کردین یکی از سرگرمی های خاص مردم اینه که وقتی از مطب دکتر میان بیرون، حساب کنن ببینند این دکتره روزی چقدر درآمد داره.

 

.....................................................

 

نقش شاگرد مغازه در فیلم های ایرانی:

+هی پسر بپر برو سر کوچه دو کیلو شیرینی بخر بیار

-چشم اوستاااا

 

..............................................

 

واقعا واسه آیفون (دربازکن) توی ایران فرهنگ سازی نشد. می پرسی کیه؟ میگه بازکن، خوب برادر من دارم سوال ازت می پرسم قشنگ گوش کن و پاسخ مناسب بده!

 

..............................................

 

سیب از درخت افتاد و نیوتن کشف شد!

 

....................................................

 

به دادشم گفتم لپ تاپمو بده. دو متر کلا از هم فاصله داشتیم. دیدیم نه می تونه پرت کنه نه می تونه سُر بده. آخرش گذاشتش روی یک پتو گفت بکِش از اون ور!

 

...........................................

 

دیشب داداشم تو خواب هذیون می گفت و جیغ می کشید... رفتم تو اتاق می بینم بابام بالاسرشه. می گم خب بیدارش کن! می گه بذار کابوسشو ببینه، اینهمه پول دی وی دی میده فیلم ترسناک می گیره بذار سه بعدیشم ببینه!

 

.............................................

 

خواهرزادم کلاس اوله تکلیفشون اینه از یک تا 90 بنویسن، حالا این خواهرزاده ما یه عدد می نویسه دراز می کشه یه غلت می زنه یه عدد دیگه یه کارتون می بینه یکی دیگه گرسنه می شه. می گم دایی اینجوری تا صبم تموم نمی شه می گه خسته ام می فهمی خسته!

 

............................................

 

دوتا خط آبی قرمز بود، یه خط زرد که بهش اضافه شد، همه گیج شده بودن، خدا به داد برسه اینو...

 

گزارش تصویری
آخرین ویدیوها
حاشیه ها